مديريت بيولوژيك زنبور عسل

اصلاح نژاد زنبور عسل و ملکه
اسفند ۱۴, ۱۳۹۶
عسل در احادیث
اسفند ۱۶, ۱۳۹۶

مديريت بيولوژيك زنبور عسل

مديريت بيولوژيك زنبوران عسل پديده جديدي نيست . اصولاً شبيه شيوه زنبور داري پدران ماست كه در گذشته اجراء شده است . در برنامه های دراز مدت معالجه و كنترل بیولوژیکی ، داروهای شیمیایی ، كه امروزه به سادگي در درمان بيماريها ، آفات و انگلهای زنبور عسل بكار می روند ، جايي ندارند. نا آرمی و ناراحتی كلنی ، يك نشانه مهم و يك علامت است كه متعاقبا شروع پديده دفاعي كلنی ، آغاز می شود. برای شروع معالجه بیولوژیکی زود هنگام ، تشخيص اين علايم ، اهمیت دارد. علايم مختلف بيماريها ، آفات و انگلهای زنبور عسل را نبايد با ديدگاه منفی نگريست ، این علایم با آغاز پديده دفاعي كلنی ، ايجاد گرديده و تلاشي در جهت حفظ تعادل و تقويت ايمني كلنی می باشد. آگاهي زنبورداران از اين موضوع ، مانع از انجام درمانهای سريع و موقت شده با رعایت این موضوع باعث حمایت از قدرت بهبودي بخشي كلنی يا تقويت ايمني كلنی شده و كندو را از عوارض این مواد مضر حفظ خواهند نمود.
بيماريها ، آفات و انگلها ، و نحوه انتشار آنها :
اين يك حقيقت شناخته شده است كه زنبوران عسل و جرب ها میليون ها سال بر روي زمین در كنار هم زندگي كرده اند. انگل ها ، اگر میزبان خود را از بين ببرند ، نمی توانند باقی بمانند. سئوال اين است كه چه اشكالي پيش آمده ؟ چرا كلنی ها بعد از آلودگي به آكاراپيس وودي و واروا جاكوبسونی ، تلف می شوند؟ چگونه كندوهای سالم و طبيعی ، به كندوهای آلوده به جرب و بيمار ، تبديل شده اند؟ درحاليكه علت و اثري مشاهده نمی شود. كاهش فعاليت ، كمبود اشتها ، ناهنجاريهای جسمی ، رفتار هجومی و عصبي ، كاهش غريزه نظافت گری و كاهش فعاليت پرواز ، بعنوان علايم شناخته شده حاصله از استرس ، درجات متفاوتي از اختلال در سلامتي را نشان می دهند ، كه می تواند در نتيجه آلودگي به جرب باشد . بنظر می رسد دگر گوني هایي در طي زمان اهلی كردن زنبوران عسل در كلنی های زنبور عسل ، رخ داده كه باعث هجوم جرب ها و انهدام جمعيت كلنی ها بوسيله بيماريهای ثانويه حاصله از آنها ، گرديده است. با نگاه بر علل و عوامل آن در می يابيم كه ، با دخل و تصرفاتي كه در كندو ها در طي ساليان متمادي انجام شده ، كلنی ها دچار استرس گردیده ، و به جرب ها و بيماريهای وابسته به آنها ، حساس شده اند. اگر زنبورداران تاريخچه اندازه شانها را مطالعه می كردند ، به آساني در می يافتند كه در طول قرن با معرفي سلولهای مومی بزرگ و بزرگتر به كلنی های زنبوران عسل ، با جهش ساختگي در اندازه بدن زنبور موجب تغيير و تحول در زنبوران عسل گرديده اند. با وجود شانها و سلولهای مومی امروزي كه از نظر اندازه خيلي به شانهای زنبور عسل بزرگ (Apis dorsata ) نزديك هستند ، تعجبي ندارد كه مسئله حمله جرب ها وجود داشته باشد. اندازه و شكل زنبوران عسل اروپایی امروزي تقريباً با نژادهای طبيعي زنبور عسل متفاوت است . اين تحول از اوايل سالهای ۱۹۰۰ میلادي ايجاد گرديده است.
علت و چگونگي تحول :
تغذيه دستي :
تغذيه دستي زنبور يا استفاده از جيره مصنوعی ، باعث سوء تغذيه می شود . تغذيه ناكافي يك فاكتور جدي برای ايجاد استرس در موجودات زنده است. اگر در نسل های متمادي عناصر اصلي مواد غذايي در جيره زنبور ناكافي باشد ، چه اتفاقي می افتد؟ زنبوران بزرگتر به جيره های غذايي غني تر نياز دارند ، در حاليكه اين زنبوران به لحاظ ناسازگاري جسمی ، نسبت به زنبوران طبيعي ، دسترسي كمتري به طبيعت دارند . استقرار نامناسب كندوها در مناطق جغرافيايی، قرار دادن شانهای بزرگ در كندو، كلنی ها را در شرايط نامناسب تغذيه اي قرار می دهد. كافي است يك يا چند عنصر اصلي غذايی ، در جيره ناكافي باشد يا در بدن زنبوران وجود نداشته باشد، ملكه اي كه بدين طريق پرورش می يابد دچار نقصان شده و آن را به نسلهای بعد از خود منتقل می كند. در اثر نقصان يا كمبود تغذيه اي زنبوران عسل مستعد استرس شده و بايد انتظار هجوم بيماريها و جرب ها را داشت.
درمان شیمیایی :
درمان با مواد شیمیایی به جاي درمان بیولوژیکی ، می تواند منجر به اختلالات عصبي شود و متعاقب آن ملكه كشي ، تلفات در نوزادان ، رها كردن و فرار كلنی از كندو ، رخ دهد . اينكه با درمان شیمیایی می توان به جنگ انگلها و بيماريها رفت قابل انكار نبوده ولي داروهای شیمیایی فقط علايم را می پوشانند و اصل مسئله باقی می ماند .
امكان پيشگیری از جرب :
تشخيص آلودگي اوليه در جمعيت زنبور عسل ، برای زنبورداران به آساني میسر نيست ، زنبورداران زماني متوجه آلودگي خواهند شد كه آلودگي در كندو گسترش يافته است. لذا لازم است علايم استرس را كه پيش قراول حمله جرب ها می باشند و با درمان بيولوژيك قابل حذف می باشند ، بشناسند .آلودگي شديد به جرب ، كه مرحله پيشرفته حاصله از استرس می باشد ، زنبورداران را از اجراي درمان بیولوژیکی باز می دارد ، چون طولاني بودن دوره درمان ، منجر به تلف شدن تعدادي از كندوها خواهد شد.
آثار حاصله از استرس ها :
در گذشته كلنی های زنبور عسل نسبت به بيماريها و آفات مقاومت داشته و فاقد بيماري ، آفات و انگلها به شكل كنوني بوده اند . دفاع طبيعي زنبور عسل كه بصورت ارثي در كندو جريان داشت ، توسط استرس ها ضعيف گرديد. استرس های خفيف بصورت بيماري لوك و بيماريهای مشابه ظاهر شدند . در نسل های بعدي اين عوامل بصورت پيشرفته و از جمله به شكل بيماريهای قارچی ، هويدا گرديدند . اين بيماري ها ، همراه با جرب ها ، توانستند به سادگي در كلنی های تحت تاثير استرس ، جاي پا باز كنند . پس مسئله اصلي حمله جرب ها و بيماريها نبوده ، بلكه آنها فقط مراحل پيشرفته عواملي هستند كه بصورت ساختگي ايجاد شده اند . عامل اصلي تلفات در كلنی های اصلاح شده زنبور عسل ، استرس هایي هستند كه بطور كلي توسط زنبورداران پذيرفته و اجرا شده اند. مهمترين سلاح در جنگ عليه جرب ها و بيماريهای ثانويه حاصله از آنها ، پيشگیری از استرس است . لازم است زنبورداران به علايم ايجادشده حاصله از استرس در كندو آگاه باشند . در صورت تظاهر اين علايم زنبورداران می توانند ، با بكار گیری تدابير خاص نسبت به برقراري موازنه بیولوژیکی در كلنی ها اقدام نمایند. اين امر با تغيير جيره غذايي مصنوعي به طبيعی، جايگزيني شانهای بزرگ نوزادان با شانهایي كه پايه مومی آنها با شرايط جغرافيايي منطقه متناسب بوده ، قابل اجرا می باشد. كوچك نمودن پايه های مومی باعث می شود كه اندازه زنبوران عسل با شرايط طبيعي تطبيق پيدا كند. تغيير جيره از گرده مصنوعي و شربت به گرده و عسل خالص و طبيعي كه از منطقه جغرافيايي كلنی باشد ، وضعيت كلنی را بهبود خواهد بخشيد . رفع برخي ديگر از عوامل استرس زا توسط زنبورداران ، البته ثمر بخش خواهد بود ، از جمله برداشتن شانهای آلوده و جايگزين نمودن آنها با قابهای عاري از آلودگي و سالم ، اما اين بتنهایي در كندوي آلوده كافي نبوده ، بلكه كل كندو بايد به شرايط طبيعي برگردانده شود تا كندو از استرس خلاص شود.
اگر كلنی در مراحل ابتدايي استرس باشد ، استفاده از تغذيه طبيعي و شانهای طبيعي متناسب با منطقه ، بعنوان روش درماني، اغلب شرايط سلامت را به كندو باز می گرداند. كه در نتيجه آن سيستم دفاع طبيعي فعال گرديده و توانايي مقابله با بيماريها را پيدا و شروع به رفع مشكل از كندو خواهد نمود ، بيماريهای حاصله از استرس رفع گرديده و جمعيت مایت بطور طبيعي به سطحي می رسد كه فاقد خسارت اقتصادي بوده و بقاي كندو را بدنبال دارد.

زنبورداران در معالجه بيماريهای حاصله از استرس و خلاص شدن از جرب ها ، نبايد انتظار ظرفيت رشد مداوم و فراوان را در كلنی داشته باشند. میزان توليد به میزان سلامت كلنی بستگي دارد. بهبود وضعيت تغذيه كلنی همگام با برگرداندن شانهای مومی نوزادان به اندازه طبيعي چند مزيت مهم دارد. سيستم دفاعي بطور طبيعي دوباره فعال می گردد. آلودگي های ثانويه مثل لوك آمريكايی، نوزاد سنگي و غيره كه در اثر از بين رفتن سيستم دفاع طبيعي زنبوران رخ می دهد ، ايجاد نخواهد شد. زنبوران عسل ، از نظر جثه با زنبوران طبيعي منطقه متناسب میگردند. با اين برگشت ، اندازه سينه همه زنبوران كلنی از جمله نرها تغيير میكند . چون اندازه جثه زنبوران نر با جثه زنبوران كارگر تناسب دارد . كوچك نمودن زنبوران كارگر ،كوچك شدن اتوماتيك ابعاد نرها را بدنبال خواهد داشت.اين كوچك سازي زنبوران عسل به دلايل ذيل به كاهش جمعيت جرب ها كمك می نماید :

الف : زمانيكه اندازه سلول به اندازه طبيعي برگشت از قطر سينه زنبور عسل كاسته می شود ، جرب آكاراپيس يك راه ارزشمند برای ورود و تخريب كندو را از دست خواهد داد . اندازه بدن زنبوران عسل به ظرفيت سلولهای مومی بستگي دارد سلول كوچك ، زنبور كوچك و سلول بزرگ ، زنبور بزرگ توليد می كند . اين اندازه در تمام دوره زندگي زنبور باقی میماند . تغيير اندازه سلول يك جهش مصنوعي مهم است كه می تواند بوسيله زنبورداران با استفاده از پايه های مومی باندازه طبيعی، عملي شود. تنها محلي كه جرب آكاراپيس وودي می تواند وارد بدن زنبور عسل شود ، از طريق اولين مجراي تنفسي است.

ب : در يك تجربه در برزيل ، اندازه سلول زنبور عسل افريقایی و اروپایی اندازه گیری شد . معدل اندازه سلول زنبور عسل افريقایی ۴٫۵ – ۴٫۸ میلي متر و در زنبور عسل اروپایی ۵ – ۵٫۱ میلي متر بود . میزان آلودگي به واروا در آنها به ترتيب ۴٫۸ و ۱۱٫۵ درصد بوده است . تخمین زده شده است كه میزان جايگزيني وارواي ماده در زنبوران عسل آفريقایی و اهلی به ترتيب ۱٫۲ و ۱٫۸ با حضور نرها و ۰٫۸ و ۱٫۵ بدون حضور نرها بوده است ( میزان جايگزيني وارواي ماده وقتي كمتر از يك باشد ، نشانگر اين است كه جمعيت مایت در حال كاهش است، وقتي مساوي يك است يعني جمعيت مایت ثابت و رشد جمعيت مایت مساوي صفر می باشد ) ياد آوري می شود ، در پايان فصل عسل و خروج زنبوران نر و با كوچك نمودن سلولهای مومی كه به طريق مصنوعي بزرگ شده اند ، میزان جايگزيني واروا در جمعيت به میزان ۰٫ ۸ می رسد. با پرورش ملكه های قوی و سالم با اجراي تكنيك های بیولوژیکی صحرايي ، در برنامه های دراز مدت مبارزه بیولوژیکی با جرب ها ، استفاده شده و اثرات آن به اثبات رسيده است.
ج : كوچك سازي سلول همچنين از قدرت جذب مایت توسط محرك های غذايي می كاهد . در سال ۱۹۵۶ به اثبات رسيد كه لارو های كارگر رشد يافته در سلولهای بزرگ ۲۱% غذاي بيشتر و ۴% پروتئين بيشتري از لاروهایي كه در سلولهای با اندازه طبيعي رشد كرده اند ، دريافت می نمایند . همچنين در سلولهای بزرگ ، لارو ها به میزان ۱۲٫۴ % و زنبوران بالغ به میزان ۱۰٫ ۴% افزايش وزن داشته اند. در سال ۱۹۸۸ يك محقق آلماني اعلام نمود كه واروا فقط در سلولهای نر آپيس سرانا ، رشد و توليد مثل می كند و در سلولهای كارگر آپيس سرانا توانايي توليد مثل ندارد. بي دليل نيست كه جرب ها سلولهای نر را بر سلولهای ماده ترجيح دهند ، چون در اين سلولها میزان غذا و پروتئين بيشتري وجود داشته كه نقش مهمی در جذب جرب دارند. هانل ( ۱۹۸۳ ) دريافت كه يكي از دلايل تفاوت توليد مثلي آپيس سرانا میزان هورمون جواني موجود در همولنف است . واروا میزان قابل توجهي هورمون جواني در مراحل اوليه تغذيه برای تخم گذاری ، از همولنف برداشت می كند . لارو نر آپيس سرانا و آپيس مليفرا در ۶۰ ساعت اول ،حاوي بيشتر از ۵ میكروگرم در میلي ليتر هورمون جواني در همولنف می باشند و لارو كارگر آپيس مليفرا حاوي ۷-۳ میكروگرم در حاليكه لارو كارگر آپيس سرانا فقط حاوي ۱ میكروگرم ، می باشد ، كه اين میزان هورمون جواني ، در سلولهای كارگر آپيس سرانا ظاهراً برای تخم گذاري مایت كافي نيست و ثابت می نماید كه مایت در انتخاب میزبان و گذران دوره انگلي دخالت نموده و فقط در اين روش از مرگ میزبان توسط انگل و در نتيجه تلف شدن خود انگل جلوگیری می شود. روتنر در مقاله ” مشخصات و تفاوت های آپيس سرانا ” عنوان نموده بر عكس تصور عموم ، آپيس سرانا ( زنبور عسل هندي ) ، در مقايسه با آپيس مليفرا ، يك زنبور كوچك نيست، بلكه اين مقايسه با زنبور عسل اروپایی است . زنبور عسل اروپایی بطور مصنوعي به زنبوري تبديل شده كه اندازه بزرگتر پيدا نموده ، غذا و پروتئين بيشتر و همچنين هورمون جواني بيشتري دريافت می نماید و همه اينها جذب كننده جرب میباشند. كوچك سازي سلولهای مومی افزايش درجه حرارت سلول را بدنبال دارد ، كه دوره شفيرگي زنبور را تسريع می نماید. پرورش زنبوراني با دوره شفيرگي كوتاه ، همگام با انتخاب ملكه ، امكان غلبه بر واروا را فراهم خواهد كرد.

منبع : Aydinhoney.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *