حواس چندگانه زنبور عسل

خواص دارویی و غذایی عسل
اسفند ۸, ۱۳۹۶
درمان بيماريها با نيش زنبور عسل
اسفند ۸, ۱۳۹۶

حواس چندگانه زنبور عسل

بينايي

زنبور عسل داراي دو چشم مرکب در دو طرف سر و سه چم ساده و بسيار ريز که در وسط پيشاني قرار دارند مي‌باشد. بينايي در زنبور به کمک دو چشم مرکب انجام مي‌شود. ودر مورد سه چشم ديگر مي‌توان گفت که ساختمان ساده اي دارند کارايي دقيق آنها مشخص نيست ولي مي‌دانيم که قادرند به زنبور بفهمانند نور از کدام سمت مي‌تابد يا خورشيد در کدام طرف است. هر چشم مرکب در ملکه و کارگرها از حدود ۵۰۰۰ چشم منفرد تشکيل شده است و در زنبورهاي نر اين عدد به حدود ۱۰۰۰۰عدد مي‌رسد. کمترين تعداد واحدهاي بينايي در چشم مرکب مربوط به ملکه مي باشد. چشم مرکب در زنبور هاي نر بزرگتر هم هست طوريکه در پشت سر انتهاي دو چشم به هم مي‌رسد ولي در زنبور هاي ماده اينطور نيست. چشمهاي منفرد هر کدام محيط محدودي را در معرض ديد دارند ولي همه آنها باهم تصاوير کوچک را به شکل موزاييکي در مغز زنبور کنار هم قرار مي‌دهند. و در نتيجه زنبور قادر به ديد محيط نسبتا وسيعي مي شود. قدرت ديد در زنبور عسل پايين تر از انسان است بطوريکه چشمهاي انسان ۸۰ بار دقيق تر از زنبور عمل مي‌کند۰

رنگها : براي انسان طول موجهاي نوري بين ۴۰۰ تا ۸۰۰ نانومتر قابل رويت است در حاليکه براي زنبور عسل اين محدوده بين ۳۰۰ تا۶۵۰ نانومتر مي‌باشد. با اين ترتيب زنبور قادر به تشخيص رنگ قرمز نيست ولي رنگ ويا رنگهاي ماورائ بنفش که براي ما قابل رويت نيستند را تشخيص مي‌دهد. چون براي ما اين محدوده از طيف نوري قابل درک نيست پس نمي‌توانيم بگوييم واقعا زنبور آنها را چه رنگي مي‌بيند.

زنبور رنگهاي نارنجي و زرد وسبز را به سختي از هم مي‌شناسد ولي رنگهاي بنفش و ماورائ بنفش را خيلي راحت تر از هم باز مي‌شناسد. زنبور معمولا به گلهاي قرمز توجهي ندارد مگر گلهايي که با وجود رمز بودنشان باز تابشي از نور آبي هم داشته باشند مثل گل شبدر قرمز ويا گلهاي قرمزي که باز تابشي از ماورائ بنفش داشته باشند مثل گلهاي قرمز رنگ خشخاش . پس دنياي رنگي ما با دنياي رنگي زنبور هاي عسل تا حدود زيادي متفاوت است. جالب است بدانيم مثلا بعضي از گلهاي سفيد را زنبور به دلايلي که گفته شد رنگي مي‌بيند.

توانايي زنبور در دريافت اشعه ماورائ بنفش حتي در روز هاي ابري هم به او کمک مي‌کند که در جهت يابي مشکلي نداشته باشد چون از لابلاي ابرهاي نه چندان ضخيم مقدار قابل ملاحظهاي اشعه ماورائ بنفش عبور مي‌کند که براي زنبور قابل تشخيص است.

مطلب مهم اينکه : با اينکه بينايي زنبور ضعيف است ولي قدرت تشخيص رنگ او در محدوده‌ي مريي‌اش بسيار بالاست.

بويايي
در مورد حس بويايي زنبور بايد گفت که شاخکهاي اين جانور مسئول بوييدن است قسمت اصلي هر شاخک از هشت قطعه متصل به هم ساخته شده است که زير ميکرو سکوپ روي هر قطعه تعدادي برآمدگي و فرو رفتگي ديده مي‌شود زير هر برآمدگي و زير هر فرورفتگي اعصابي ديده مي‌شود که وظيفه آنها در يافت اثرات بو و انتال آن به مغز براي تشخيص بو مي‌باشد.

زنبورهاي نرتعداد بيشتري از اين قطعات دارند و بنابراي داراي قدرت شناسايي بيشتري مي‌باشند. در اين بين برآمدگي‌ها بو را بطور زود گذر و سريع دريافت مي‌کند وباعث مي‌شود که زنبور بتواند فوري عکس العمل نشان دهد در حاليکه فرورفتگيهای بو را کمي ديرتر دريافت مي‌کند ولي مدت زيادي آنها را داخل خود نگه مي‌دارد و از وضع و نوع و مقدارش دقيقا آگاه شده و زنبور را مطلع مي سازد. بين فرورفتگيها و برآمدگيها تعداد زيادي مو وجود دارد که وظيفه آنها متفاوت است و در بوييدن نقشي ندارند. اين موها در واقع حس لامسه زنبور مي‌باشند. قدرت بويايي زنبور عسل قدري قويتر از انسان است اما اينکه گفته شود زنبور قادر است بوها را از چندين کيلومتري تشخيص دهد اشتباه است. نکته جالب که تصورش براي ما مشکل است اينست که زنبور قادرست با دريافت بوها از شکل جسم نيز مطلع شود ( يعني بوييدن سه بعدي )

رفتار زنبور در برابر بوها :
اگر به پرواز زنبور در باغ ميوه توجه کنيم مي‌بينيم که عليرغم وجود انواع گلها و شکوفه ها زنبور مورد نظر فقط يک بو را انتخاب مي‌کند. مثلا اگر در باغ شکوفه هاي چند نوع ميوه هم زمان وجود داشته باشد اين زنبور فقط يک نوع ميوه را انتخاب مي‌کند (مثلا گيلاس) و در همه پروازها روي گلهاي گيلاس مي‌نشيند و از شهد آن جمع آوري مي‌کند وتا شکوفه گيلاس وجود دارد اين زنبور سراغ گل ديگري نمي‌رود.در مطالعات با زنبورهاي علامتگذاري شده به خوبي اين مطلب به خوبي مشخص است.

توجه داشته باشيم که اين رفتار زنبور در برابر بو کمک شاياني به بهبودي گرده افشاني مي‌کند يعني هر زنبور نوع خاصي از گلهاي باغ را گرده افشاني مي‌کند و شانس قرار گرفتن گرده يک نوع گل روي گلاله همان نوع به حد‌اکثر مي‌رسد.

غده بويايي :
اين غده در پشت جانور بين آخرين حلقه کيتيني و حلقه ماقبل آخر وجود دارد که کار آن تشخيص بوي جمعيت خودش است . و به کمک آن فقط قادرست پس از پايان پرواز و برگشت به کندو کندوي خود را از بين ساير کندوهاي زنبورستان تشخيص دهد.

حس لامسه

همانطور که گفته شد حس لامسه زنبور توسط موهاي ريزي که بين برجستگيها وفرورفتگيهاي روي شاخکها قرار دارند انجام مي‌شود. نزديک بودن اين اعضا با حس بويايي باعث مي‌شود که زنبور بتواند چيزي را که مي‌بويد لمس کند يعني سه بعدي بو کند.

براي ما فرقي نمي‌کند که قطعه مکعبي از چيزي را مي‌بوييم يا قطعه کروي از همان چيز در حاليکه اين امر براي زنبور متفاوت است. اين مطلب به او کمک مي‌کند تا در کندوي تاريک و کم نور لابلاي قابها و شانها سلولهاي مومي را تشخيص دهد محتويات آنها را بشناسد و بداند داخل هر کدام تخم است يا لارو و حتي اينکه بزرگي آنها چقدر است ( چون بر حسب سن و بزرگي نوزادان غذايشان متفاوت است )

زنبور شکل گياه و گل را از فاصله نسبتا دورتر با کمک بينايي تشخيص مي‌دهد اما وقتي نزديکتر مي‌شود اين حس بويايي است که باعث تشخيص دقيق مي‌شود. زنبور با حس بينايي خود ممکن است نتواند به درستي بلندي و کوتاهي يا فاصله دقيق را تشخيص دهد ولي حس بويايي او کاملا دقيق عمل مي‌کند.

حس چشايي

غذاي زنبور عسل تنها گرده گل و شهد مي‌باشد و مي‌توان حدس زد که حس چشايي زنبور بايد ضعيف باشد. زنبور عسل مثل انسان قادر به تشخيص مزه هاي شيرين تلخ شور و ترش مي‌باشد با اين تفاوت که تشخيص مزه شيريني در زنبور ضعيف است مثلا اگر شربت ۲۰ گرم شکر دريک ليتر ‌آب را در اختيار زنبور ها قرار دهيم توجهي به آن نمي‌کنند و به سراغ شهد هاي شيرين‌تر مي‌روند. همين شربت براي انسان پروانه ها و ماهي‌ها شيرين است پس چشايي زنبور در برابر شيريني حساسيت کمتري دارد.همين باعث مي‌شود که زنبور به سراغ شهد‌هاي رقيق نرفته و در نتيجه انرژي و زمان کمتري براي توليد عسل مصرف کند.

قسمت عمده نوش گل‌ها را قند‌ها تشکيل مي‌دهند و بقيه را آب و مقاديري اسيدهاي آلي / روغن‌هاي فرار/ مواد پروتئيني / دياستازها و…مي‌سازد. سه قند عمده موجود در نوش گل‌ها شامل ساکارز/ فروکتوز و گلوکز است که اگر قرار باشد زنبور فقط از يک نوع قند استفاده کند ساکارز را ترجيح مي‌دهد و پس از آن به ترتيب گلوکز/ مالتوزو فروکتوز مورد پسند حس چشايي زنبور است.

حس چشايي زنبور در برابر مزه تلخ بسيار ضعيف است به طوريکه اگر در آزمايشي در شهد مواد تلخ مثل کينين ريخته شودتا براي انسان کاملا تلخ باشد زنبور بدون هيچ مشکلي از آن مي‌خورد و به کندو حمل مي‌کند.

حس گرماسنجي

زنبور قادرست تغييرات ۲/۰ درجه‌اي در دماي محيط را حس کند. در حاليکه اين جانور خونسرد است و دفاعي در برابر سرماي محيط ندارد اما مي‌تواند نوزادان را در برابر تغييرات دما حفظ کند.نوزادان زنبور در دماي ۵/۳۴ تا ۵/۳۵ درجه سانتيگراد رشد مي‌کنند.

پايين آمدن دما باعث طولاني شدن دوره نوزادي و ايجاد زنبور هاي غير طبيعي و ناقص مي‌شود در حاليکه بالا رفتن دما هم باعث مرگ لاروها و نوزادان مي‌شود. مرکز اصلي حس گرما سنجي زنبور ها سلولهاي ويژه‌اي هستند که در شاخکهايشان مي‌باشد و به وسيله تعدادي عصب به مغز ارتباط دارد زنبور پس از درک تغييرات دما مي‌تواند با تدابيري دماي داخل کندو را هميشه در حد مطلوب نگه‌ دارد.

حس وقت شناسي

زنبور قادر است ساعات شبانه ‌روز را دقيقا تشخيص دهد و ثابت شده که اين امر بستگي به حرکت خورشيد و وضع آن ندارد و بلکه زنبور از ساعت دروني خود استفاده مي‌کند.

حس شنوايي

زنبور به خاطر ظرافت اندامها و ساختار دست و پاهايش لرزش‌ها را حس مي‌کند و به آن واکنش نشان مي‌دهد اما اندامي به نام گوش ندارد و قادر نيست امواج صوتي را در يافت و به پيام عصبي تبديل کند. زنبور فقط طول موجهاي خيلي بلند ( صداهاي کلفت )‌ را در يافت مي‌کند و به آن واکنش نشان مي‌دهد و اين مربوط به حالتي است که همين صدا خيلي نزديک باشد. در ضمن بين صداهاي کلفت مختلف هم تفاوتي قائل نمي‌شود و تفاوت آنها را درک نمي‌کند.

منبع : Aydinhoney.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *